تبليغاتX
...
سکوت و دیگر هیچ

سرسرا تاريک است و نور خورشيد را تنها از روزنه هايي که با فاصله در سقف گنبدي شکل آن ايجاد شده اند، به خود راه مي دهد، هر از چند قدمي که در بازار بر مي داري صداي زنگ دوچرخه و يا جارچي که فرياد مي زند: "خَبَر" به گوش مي رسد و مکالمه مشتري با فروشنده را قطع مي کند.بازار قيصريه از نخستين بازارهاي ميدان نقش جهان اصفهان است که هميشه مورد استقبال توريست ها به ويژه براي عکاسي از مغازه هاي زيبايي که هنر اصفهان را به تصوير مي کشند، قرار مي گيرد.سال ها از سوختن سر در قيصريه توسط برخي از سودجويان مي گذرد، اما همچنان اين بازار معماري خود را حفظ کرده، هرچند مورد بي مهري مسوولان اصفهان براي مرمت قرار گرفته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 14:53  توسط آرشیده  | 

 

آخرین نفس در زنده رود!

... چه زود گذشت آن روز که ماهیان زاینده رود، شاد و امیدوار، از آینه جاری در بستر رود بیرون می جهیدند، بر سطح درخشانش سُر می خوردند و تلألؤ پولک های سپید و نقره ایشان، نماد زندگی در دیار نصف جهان بود!

اینک امّا، شما را چه شده، ماهی های زنده رود، که اینگونه خُرد و زار بر گوداب های بر جا مانده-این چاله های تا بی انتها متعفن-تن سپرده اید و نفس های شماره وارتان، مرثیه ایست در رسای مُرده رودی عطش زده!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 23:7  توسط آرشیده  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 11:48  توسط آرشیده  | 

 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 11:32  توسط آرشیده  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 11:28  توسط آرشیده  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 11:25  توسط آرشیده  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:40  توسط آرشیده  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 15:54  توسط آرشیده  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 15:53  توسط آرشیده  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 15:52  توسط آرشیده  |