|
سکوت و دیگر هیچ
|
سرسرا تاريک است و نور خورشيد را تنها از روزنه هايي که با فاصله در سقف گنبدي شکل آن ايجاد شده اند، به خود راه مي دهد، هر از چند قدمي که در بازار بر مي داري صداي زنگ دوچرخه و يا جارچي که فرياد مي زند: "خَبَر" به گوش مي رسد و مکالمه مشتري با فروشنده را قطع مي کند.بازار قيصريه از نخستين بازارهاي ميدان نقش جهان اصفهان است که هميشه مورد استقبال توريست ها به ويژه براي عکاسي از مغازه هاي زيبايي که هنر اصفهان را به تصوير مي کشند، قرار مي گيرد.سال ها از سوختن سر در قيصريه توسط برخي از سودجويان مي گذرد، اما همچنان اين بازار معماري خود را حفظ کرده، هرچند مورد بي مهري مسوولان اصفهان براي مرمت قرار گرفته است.

آخرین نفس در زنده رود!
... چه زود گذشت آن روز که ماهیان زاینده رود، شاد و امیدوار، از آینه جاری در بستر رود بیرون می جهیدند، بر سطح درخشانش سُر می خوردند و تلألؤ پولک های سپید و نقره ایشان، نماد زندگی در دیار نصف جهان بود!
اینک امّا، شما را چه شده، ماهی های زنده رود، که اینگونه خُرد و زار بر گوداب های بر جا مانده-این چاله های تا بی انتها متعفن-تن سپرده اید و نفس های شماره وارتان، مرثیه ایست در رسای مُرده رودی عطش زده!